ما، همان جمع پراکنده
اینجا خانه ی مجازی ماست, برای تمام دلتنگی هایمان
حالتون چطوره؟ خوبین؟ خوش میگذره؟ گفتیم بیایم این وبلاگو از کپکیدگی درآریم! بله! خلاصه که من خیلی وقت بود ننوشته بودم(ویرگول ندارم) واسه همین این بار خودم دست به کار شدم! غرض از مزاحمت میخواستیم مقدار زیادی از خودمون ذوق درکنیم که بالاخره این جشنواره ساعتای آفتابی قراره برگزار شه! آخه میدونین پارسال که ما خواستیم بریم دوسالانش کردن دماغمون سوخت. امسالم که به دلایلی عقب افتاد(جشنواره هرسال(هر۲سال) تو بلندترین روز سال یعنی ۳۱ خرداد برگزار میشه)اما حالا دقیقا یه هفته دیگه یعنی ۳۰ مهر قراره که برگزار شه! این جشنواره از امسال بین المللی هم شده. قراره ساعتایی از کشورای دیگه هم توش شرکت کنن که این خودش باعث میشه ما سعی کنیم یه تغییراتی تو ساعت بدیم که برا مردم جذاب باشه! آخه یکی از هدفای این جشنواره اینه که مردمو با ساعتای آفتابی آشناکنه! در مورد خود ساعت آفتابیم توضیح نمیدم که تشریف بیارین ببینین و اونجا توضیحات لازمو بشنوین!(بالاخره ما اینهمه زحمت کشیدیم) پوستر جشنواره هم هنوز آماده نیست میخواستم بذارمش اینجا! دیگه نمیدونم چی بگم! حرف زیاده ولی الان دیگه نمیتونم ادامه بدم!(راستش یهو حالم گرفته شد نمیدونم چرا) خلاصه اینکه بیاین! ما منتظرتونیم! فعلا زمان: پنج شنبه- ۳۰ مهر- از ساعت ۱۱ الی ۱۶ مکان: خیابان ولی عصر- نرسیده به میدان تجریش -خیابان سر لشکر فلاحی( زعفرانیه) - چها راه بغدادی- موزه زمان استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد میکشند؟ شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست میدهیم. استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست میدهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد میزنیم؟ آیا نمیتوان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد میزنیم؟ شاگردان هر کدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد... سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلبهایشان از یکدیگر فاصله میگیرد. آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند. سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟ آنها سر هم داد نمیزنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت میکنند. چرا؟ چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلبهاشان بسیار کم است. استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى میافتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمیزنند و فقط در گوش هم نجوا میکنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر میشود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بینیاز میشوند و فقط به یکدیگر نگاه میکنند! این هنگامى است که دیگر هیچ فاصلهاى بین قلبهاى آنها باقى نمانده باشد...
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


